دولتمردان یا اراده ای بر اصلاح امور اقتصادی ندارند، ، یا همهء کاررا بدست معاون بی تجربه ارزی بانک مرکزی سپرده اند. یا اختیارش را ندارند ویا کارتل های بزرگ مالی، درشبه دولتی ها و تعاون ها و بنیاد ها و دفاتر اجازه نمی دهندو یا همه گزینه ها.
بدیهی است که نقدینگی باید با پشتوانه رشد کالا و تولید و خدمات باشد . نقدینگی کشور ، ظرف ۶ سال گذشته ،از قریب ۵۰۰ هزار میلیارد تومان ، به چیزی بالغ بر یک هزار وچهاصدو چهل وپنج هزارمیلیارد تومان در پایان آذر ۹۶ رسید .حال آیا رشد کالا و تولید و خدمات نیز در این ۶ سال سه برابر گردیده است ؟ اگر نشده ،که نشده ، حدود هزار هزار میلیارد تومان رشد نقدینگی، بدون پشتوانه لازم ایجاد گردیده است .
این نقدینگی دو بخش پول و شبه پول داردکه بخش پول آن ( شامل سپرده های دیداری ، اسکناس ومسکوک ) در آذر ۹۶ معادل حدود ۱۷۳ هزار و چهارصد میلیارد تومان و بخش شبه پول آن ( انواع سپرده های قرض الحسنه ، پس انداز مسکن ، سپرده های مدت دار ) حدود یکهزارودویست وهفتاد وهفت هزار میلیارد تومان بود . اگر قرار باشددر فقدان رشد تولید و خدمات، بانک مرکزی ، بهره بانکی سپرده های شبه پول را هم در چند مرحله و بی حساب و صرفا بصورت شعاری کم کند ، که چنین کرد . طبیعی است که آرام آرام صاحبان سپرده های شبه پول ، از خیر بهره اندک در مقابل کم ارزش شدن ارزش اصل سرمایه خود، گذشته و آنرا میگیرند و تبدیل به دلار و مسکوک می نمایندکه این اتفاق نیز افتاد و سونامی آغاز شد .
از طرفی تصنعی بودن قیمت ارز و مسکوک در مقایسه بارشد تولید و خدمات،ناگهان پوسته می شکافد ودرسردرگمی بانک مرکزی، زلزله ارزی رخ میدهد و اگر بر آن اضافه کنیم وحشت حاصل از این حرکت ، باعث خروج سرمایه های کلان وسیله افراد بی وفا و بی اعتقاد به کشور،که ممکن است خیلی ازآنها از دست اندرکاران نیز باشند،گردیده باشد ،که شد. بگفته نماینده مجلس حدود سی میلیارد دلار در زمستان ۹۶ از سرمایه های دلاری کشور رفت دردل خانواده و فرزندان مسئولین وحضرات و صاحب منصبانی که فرزندان و یا خانواده هاشان در خارج از کشورسکونت دارند و اعلام شدکه حدود صدنفرشان دوتابعیتی اند که البته این فقط تعداد مدیران است ومنهای از مابهترانی که میدزدند و فریاد میزنند دزد رابگیرید .(سرسخن بامردم عادی که چاره ای جز فرستادن فرزندشان بخارج برای زندگی وتحصیل و اشتغال ندارند نیست ومن بدوستان توصیه میکنم اگر کسی میتواندفرزندش را بجای مطمئنی بفرستد، درنگ نکند) اگراضافه کنیم سیاست های جمهوری خواهان جنگ طلب،که تازه قدرت رادرآمریکا بدست گرفته اندواگر به آن بیفزائیم بی تدبیری حاکم بر سیاستگزاران اقتصادی کشورکه هرروز اعلام میکنند از فردا دیگر کسی مشکل ارزی نخواهد داشت و فردا همیشه همان فردا می ماند. حاصل چه خواهد شد ؟
آیا بهتر نیست بجای صدور بیانیه های خودپرستانه در نبرد سیاسی برجام ، وزارت امور خارجه را یاری کنیم ؟و جنگولک بازی های شیطان پرستانه را کناری بیفکنیم . آیا بهتر نیست هم دلواپسان، قدری آتش بس اعلام کنند؟و هم دولتمردانی که دولت رافقط برای رانتخواری میخواهند ، مردانه دست از سر دولت بردارندواستعفا دهند،بلکه روحانی نیزمثل بعضی وقتها،دلی به دریابزند وخوش نشینان عافیت طلب را جایگزینی پیدا کندتا در این آخرین سالها با آبرو،پاستور را ترک نماید و شاید حال که قدرتهای بیحساب مردم را از اعتدال ناامید میکنند،لااقل تلاش کنیم تااصلاح طلبان را هم از چشم مردم نیندازد .چه برای جلوگیری از فروپاشی ویرانگر، اصلاحات اساسی تنهاچاره نجات کشور است.اما برای این کار باید محکم ایستادو منافع شخصی را رها کرد و سر بخدا سپرد و کشور را نجات داد

اشتراک این خبر در :