اگرچه مذاکره با آمریکا باید وسیله خاتمی در ۱۹ سال پیش درمحل سازمان ملل که کلینتون رئیس جمهور آمریکا برنامه ریزی کرده بود ،انجام میگرفت و مسائل بین المللی ما از آن روز سامان دیگری می یافت ،لاکن درحال حاضر علیرغم همه تهدیدها،نمی شود ناگهان دستهارا بالا برد وبدون چون وچرا تسلیم شد.زیرا اصولا مدیران کشورها اعم از آمریکا و روسیه و سایر کشور ها ،در روابط بین الملل ،خدا و حضرت عباس و ثواب و آخرت را ،در اولویت قرار دادن منافع ملی خود میدانند و برایشان آسایش سایر ملل تعیین کننده نیست و ابایی از زور گفتن در جهت منافع ملی خود ندارند. لذا در شرایط حساس فعلی اگر هم قرار است مذاکره ای انجام شود ،کرکری خواندن و با دست عقب زدن و با پا کشیدن هم خود می تواند تاکتیک خوبی باشد که بنظر میرسد مسئولین کشور ناچارا درحال ایجاد مقدمات مذاکره اما نه با تسلیم ،بلکه با تدبیر هستند .امید است این تدبیر هم نشود مانند تدبیر در اداره دولت که حداقل در حوزه اقتصادی و مبارزه با فساد اداری تاکنون به بن بست رسیده است . بعلاوه اینکه در اینگونه مسائل اساسی کس یا کسان دیگری هستند که حرف آخر را میزنند و دولت خیلی هم کاره ای نیست .لذا براحتی میتوان گفت آقای روحانی در حوزه بین الملل در مصاحبه تلویزیونی ،آنچه را که باید میگفت و حق داشت که بگوید گفته است .
اما در زمیته مسائل اقتصادی و ارزی جناب روحانی ، مصاحبه ای کاملا ناموفق داشتند.جوابهای از روی شکم سیری و نداشتن دغدغه زندگی فرزندان و عدم درک توده های نفس بریده مردم ،کاملا در مصاحبه هویدا بود .عدم اشاره به : شکست صنعت بانکداری در کشور ،خروج ده ها ملیارد دلار ارزقاچاق ظرف سه ماه ،شکست سیاست های ارزی کشور خصوصا پس از انتصاب برادر زاده عراقچی بعنوان معاون ارزی بانک مرکزی که اخیرا دستگیر شد،واپس گرایی وسردر گمی سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور ،رانت خواران گردن کلفت و غارتگران قدرتمند ،انحصارگران صادرات و واردات مقدس نما ،فامیل سالاری ،آقازاده نوازی ،دوست بازی وروابط نامشروع در انتصابات واقدامات مالی دولت و ارجاع مشکلات کشور به قبل از انقلاب همه و همه مورد تمسخرمردم واقع گردیدکه باعث شد اینبار نیز ما در مقابل منتقدانمان در حمایت از کاندیاتوری ایشان زبانمان الکن گردد.

اشتراک این خبر در :